مهربان

روزهای هیچ…!

چندین روزه حسابی گیج شدم از قالب خودم در اومدم احساس میکنم از درون دارم پیر میشم!!

دلم میخواد یه مسافرت مشتی با یه عده آدمه مشتی تر برم ولی نه آدمه مشتی و پایه هست نه وقت مسافرت تو این اوضاع درهم بر همه جامعه هم نمیشه آرامش داشت راحت نفس کشید. دوست و رفیقمون شده کامپیوتر، اخبار، و حرص خوردن که نکنه یهو یکی دیگه رو بکشن؛ نکنه یکی دیگرو اعدام کنن… .
فکم درد گرفت از بس با حرص آدامس جویدم… .
شما چیکار میکنید اینجور موقع ها؟… .

۸ Responses to “روزهای هیچ…!”

  1. سمیه می‌گه:

    هرچی میگم پاشین بیاین اینور که نمیاین

  2. مهربان می‌گه:

    من که حاظرم بیام این دوتا نمیان :)

  3. خط خطی می‌گه:

    آدم مشتی رو خوب اومدی..هرر
    آقا الان چه وقت مسافرته.مسافرت خارج پایه هستی بریم.
    حالا هرکی ندونه فک می کنه ما چه انی استیم که می گیم مسافرت خارج.

    موقع حرص من فقط حرص می خورم.فقط می خورم داداش

  4. مهربان می‌گه:

    هاها اره پایم ولی با کدوم پاسپورتو ویزا من سربازی نرفتم
    خیلی حرص دارم امشب…!

  5. shadi می‌گه:

    to ke khodaye andisheye + bo0di. hey mano nasihat mikoni… migi enghad hers nakhor…. filme hamash in harfat??? maskhare

  6. مهربان می‌گه:

    چه ربطی داره هاها یه کمی روحیه خراب شده به خاطر یک نواخت شدنه زندگی و این اتفاقای اخیر همین

  7. haji می‌گه:

    ای داد بیداد

  8. مهربان می‌گه:

    حجی جون دادو بیداد میکنی اینجور موقعه ها؟ :) )

Leave a Reply

ديدگاههاي اخير

  • خط خطی: لیاقتمون بیشتر از این هم نیست...
  • خط خطی: بازم که سوتی دادی رفیق.....اول هماهنگ کن خوب... اون یارو هم...
  • shadi: man chan sale pish kho0ndamesh. bi nazire. man taghriban aks...
  • shadi: bayad migofti behesh feshare sen baes shode yadesho0n bere k...
  • خط خطی: امیدوارم تو درستو بخونی که به نمره استاد و پاچه خواری احتیاج...