چند روزه هم حالم خوبه هم بد هم داغونم هم خوشحال شب ها خوابم نمیبره روزی چندینتا آرام بخش میخورم مخصوصا شب ها؛ بیشتر از ۲ یا ۳ ساعت نمیتونم بخوابم اونم با قرص…
یه روز شادم یه روزه دیگه خیلی ناراحت این اتفاقا داغونم کرد… و آخر اینکه خیلی مزاحم تلفنی دارم خیلی میرن رو اعصاب اینم از روزگار ما…
پ.ن: هنوز عاشقانه دوستش دارم و می پرستمش
پ.ن: روزگار غریبی شده به قول یاس چشم تو این امتحانم بیست میشم
تو این چند روزه که اپ نکردم خیلی اتفاقا افتاد چنتا از عزیزانو از دست دادیم حالا چه بی گناه چه گناهکار بالاخره از دست دادیم… . دردآور بود ولی شد یه تجربه برای مردم که اگه پشت هم باشند هیچ وقت این حادثه ها پیش نمیاد روح تک تک دوستان شاد.
این روزا حالم خوبه شادم! دارم استارت یک زندگی پایدار و روی یک رابطه دوستانه و انسانی در تعامل با دیگرانو میزنم تاحالا به خوبی پیشرفت کردم و پیشرفت داشتم تو این مسعله. فقط این مدت اون حادثه که برای هم وطن هامون افتاد ناراحتم کرد. دوست دارم بیشتر اینجا بنویسم ولی این امتحان های کوفتی کلافم کرده دارم با امید زیاد پیشروی میکنم ولی تلاشم به صد در صد نرسیده دارم روی اونم کار میکنم.
از زندگی یه درس بزرگ گرفتم اونم این بود که به هیچ کس اعتماد صد در صد نکنم چون ادم همیشه بیشترین ضربه رو از دوستانی میخوره که بهشون اعتماد صد در صد داره.
پ.ن: امیدوارم که بتونم با اونی که دوستش دارم پله های موفقیت و شادی طی کنم
پ.ن: غروررو کنار گذاشتم
دارم از درون تاریکی میام بیرون اون مطلبو برداشتم چون حس کردم امکان داره شاید بعدها حرفام برای اون دو عزیز زیاد جالب نباشه ولی کل مطلب شرح حالو براش خوندم تا براش روشن بشه که چه چیزایی گفتم یه کپی از مطلبو هم براش ایمیل کردم شاد و پیروز باشید
پ.ن: وارد دوران جدیدی از زندگیم شدم